درمان سرطان با سایبرنایف درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
سایت رسمی آزمایشگاه نیـلو
پایگاه اطلاع رسانی تستهای غربالگری پیش از زایمان (سلامت جنین) و نوزادان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 4 بهمن ماه سال 1390
تارنگار تازه

دوستان تارنگارى به نام کابوس در دست راه اندازیست

نوشتار این تارنگار در باره ى کابوس هاى من هست که با قلم من پرورانده شده است

نشانى آن را در همین تارنگار مى گزارم

با سپاس از شما 

جمعه 9 دی ماه سال 1390
بی نام

اگر بد نبود, خوب هم نبود
میدونم که چقدر بدم !
می دونی؟!
اگر بد نبودم به پرواز خونین کبوتر زل نمی زدم
اگر خوب بودم 
اگر خوب بودم 
چیزی می گفتم        وقتی از پشت رقص برگ چنار توی تندبادو می دیدم
 مثل موهای تو
 ...موهای تو
 کاش اصلاً مو نبود
 تا تنفر و عشق هم از هم جدا نمی شدن
 مثل صورت من از موهای تو
 صورت من... چشم تو...  اشک من...   موی تو...
 اگه سیاه نبود,  سفید هم نبود
 می دونی؟!
 این بده که خوب رو تعریف می کنه
 گرمی و سردی...!
 اگه شمر نبود    اگه یزید نبود ...
 اصن اگه اسقف پیر کوشون نبود     افسانه زاندارک هم نبود!
 این تاریکیه که روشنایی رو معنی می بخشه!
 اگه گرمای دستای من نیود, سردی آغوش تو هم نبود!     آغوش چیه؟
 اگه دیوونه نبود, پس کی عاقل بود؟    عقل کدومه؟
میدونم     تقصیر منه     چون من بد بودم
تو خوبی      خوب باش
ولی من بدم     پس من بهترم  

نوشته ی یکی از دوستانم رضا ح ل

سه شنبه 26 مهر ماه سال 1390
تنفر

     رو به دیوار است.نشسته بر دو زانو به گونه ای که در حال نگاه به چشم اندازی دور و مات و مبهوت.

دست ها را بر روی پا گزاشته و گاهی سر را تکان می دهد و در جستجوی نگاهی نو در سیمان سفید و کثیف دیوار خانه می گردد تا شاید دیدی تازه به رویش یگشاید. دنبال چیزی که به این لحظه های بیهوده اش معنا دهد.پاسخ گوی همه ی گنگی ها باشد.

از هر سویش جانوران مرده به او یورش می برند.جانورانی از عهد باستان تا کنون ، جنگی برابر میان گذشته و حال و همچنان در جستجوی دیدی نو و دیگر .

بزرگترین گودال درونش را با هیچ نمی توانست پر کند.از پنجره خسته و به دیوار پناه آورده بود.چندی است که جز دیوار خویش چیزی را نمی بیند.

او را می شناسم.آشناست.مزه و بوی فکرش برای من یک دیدار نو از شخصی قدیمی را رقم می زند.فردی که گمان می کنم در گذشته های خود او را می شناخته ام.اما انگار چهره اش محو است.تشخیص او برایم دشوار است.پس از چندی درنگ او را می شناسم.باورش سخت است.

او منم

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10      >>
Powered by
Abzarak.com
ارشیاخان ایرانپرست | ijad neshanetan